درتکوین مفهوم دانش آموزان به پایین ترین سطح تفکر یعنی تعیین و برشماری اجزائ مرتبط با یک موضوع یا مساله.گروهبندی این اجزابراساس خصوصیات مشترک و عنواندهی برای طبقات هدایت می شوند .

گام اول:  فهرست گیری که اعضای هر گروه با مشورت با هم اطلاعات خود را می‌نویسند .

گام دوم : گروه بندی مقایسه ی اطلاعات وجملات و تقسیم آنها از روی شباهت و تفاوت

گام سوم : عنوان دهی انتخاب عنوان برای هریک از گروههای مرحله ی دوم

در  تفسیر مطالب از دانش آموزان، فهرست خصوصیات جملات خواسته می شود و سپس آنها با کشف شباهتها و تفاوتها به انجام طبقه بندی از روی خصوصیات و عنوان دهی می پردازند .

در این مرحله پرسشهای معلم عمدتا از نوع رابطه علت و معلولی وکشف روابط واستنباط است .

گام اول: تعیین جنبه های شاخص شباهتها و تفاوتهای دو گروه را مشخص نمایند .

گام دوم : کشف روابط  فراگیران پاسخهای خود را در جدولی قرار می دهند .

گام سوم : استنباط کردن  فراگیران به فراتر از آنچه داده شده فکر کرده و نتیجه می گیرند

در کاربرد اصول دانش آموزان باید بتوانند از یافته ها و آموخته های خود در موقعیت جدید استفاده کنند ، بدین منظور ابتدا اقدام به پیشگویی مطالب و برای توضیح و پشتیبانی از پیشگویی های خود اقدام به فرضیه سازی می کنند  و با آوردن استدلال به رد یا قبول فرضیه ها می پردازند .

گام اول : پیشگویی نتایج دانش آموزان با دقت موارد را بیان می کنند و با خواص مربوطه در جدول قرار می دهند .

گام دوم : توضیح پیشگویی ها تعیین علت روابط که به فرضیه سازی منجر می شود .

گام سوم : تصدیق پیشگویی ها استفاده از اصول منطقی یا دانش حقیقی برای تعیین شرایط لازم، در واقع  مهارت استفاده از آموخته های قبلی در موقعیت جدید .

نقش معلم: در هر سه سطح اوآغاز کننده تمام گامها است و فعالیتهارا از قبل طراحی کرده است . معلم بعنوان کنترل کننده و ناظر با رفتاری همکارانه ، پردازش اطلاعات توسط دانش آموزان را بوسیله فراخوان کنترل می کند.

نقش دانش آموزان: توجه به پرسش های فراخوان معلم است وضمن پردازش عملیات ذهنی نا آشگار فعالیت های زیر را انجام می دهند.

1- اطلاعات را جمع آوری می کنند.

2-به دقت مورد بررسی قرار می دهند .

3- به شکل مفاهیم در می آورند .

4- دست ورزی با مفاهیم را یاد می گیرند.

کاربردهای این الگو:

 مهمترین کاربرد این الگو بهبود ظرفیت تفکر و هدایت دانش آموزان به کسب و پرورش اطلاعات در ذهن است . وظیفه ی اصلی معلم درک آمادگی شاگرد برای کسب تجربه و فعالیتهای شناختی جدید درون سازی و مورد استفاده قرار دادن تجارب در موقعیت جدید است .

پس می توان نتیجه گرفت :جریانات استقرایی شامل خلاقیت در پردازش اطلاعات و نیز استفاده همگرا از اطلاعات در حل مسایل است ودرآموزش کلیه دروس به شرط آنکه دارای موادخام وجزئیات زیاد بوده ونهایتامنجر به شکل گیری طبقات شود کاربرد ژیدا می کند .

مزایای روش استقرایی:

1-دانش آموزان توانایی کار آمدتری در تکوین مفاهیم پیدا می کنند .

2-منابع کثیری از مطالب آموزش داده می شود .

3- تفکر فراگیران نضج گرفته وپیچیده می شود.

4- با تلفیق الگوی تدریس استقرایی با الگوی حل مسئله آموزش کاربردی شده ودرموقعیت عینی زندگی به کارگرفته می شود.

5-تمام جنبه های اشیاء و حوادث موشکافی می شود .