یک نکته از هزاران نکته.........نکته ی سی ام
تجربه ها و به کاربستن
آن هاست.
تجربه ها و به کاربستن
آن هاست.
منبع: کتاب - آینده ی خلاقیت وخلاقیت آینده جورج لند وبت جارمن ترجمه ی قاسم زاده
با اینكه هر معلم روش خاص خودش را برای اداره كلاس و برقراری ارتباط با دانش آموزان دارد موقعیت هایی هست كه هرچه و هر جا كه درس بدهیم یا به هركه درس بدهیم صرف این كه بخواهیم در یك كلاس به عنوان معلم حضور یابیم با آنها مواجه خواهیم شد و بهتر است برای برخورد آنها از قبل طرحی داشته باشیم.در خیلی از این موقعیت ها ما ناچار بر اساس اطلاعات و تجربیات شخصی خودمان یا حداكثر چند نفر همكار نزدیك مان تصمیم می گیریم. در صورتی كه می توان از تجربیات بسیاری از معلم های دیگر برای هم افزایی دانش و مها رت برخورد در این موقعیت ها استفاده كرد.
ارتباط ما با یك دیگر از طریق این سایت می تواند یكی از راه های این هم افزایی باشد.به عنوان مثال یك نمونه از این موقعیت ها در اینجا آمده است.
۵ دقیقه وقت اضافی!
هر وقت موقع رفتن به سفر خواهر بزرگم بلند بلند آیت الكرسی را می خواند یادآوری می كرد كه : من این را در كلاس پنجم حفظ كردم. یادش بخیر . معلممان یك خانم خیلی جوان و مهربان بود. او باعث شد در وقت های اضافه كلاس ما این آیه ها را حفظ كنیم و من هربار در دل به معلم او غبطه می خوردم كه وقت اضافی كلاس چنین حس خوبی را از او به جا گذاشته است و با خود فكر می كردم:حیف كه من معلم پنجم نیستم!
امسال تابستان وقتی به اولین تجربه معلمی كردنم در كلاس پنجم در سال تحصیلی قبل فكر می كردم تازه به خود آمدم و دیدم برای این دقایقی كه گاه در پایان هر كلاس اضافه می آمد یا بین دو بخش كلاس با بچه ها ناچار به منتظر ماندن بودیم هیچ برنامه مشخصی نداشته ام.
نخواستم تعداد یچه ها در این 5 دقیقه ها ضرب كنم تا بفهمم چند دقیقه را از دست داده ام.بیش تر به فضایی كه بوده و من ندیده ام فكر كردم... این بار در دل غبطه می خوردم:حیف كه من معلم خوب پنجم نیستم!دست به كار شدم وحالا اینها راه هایی است كه از تجربیات چند تا معلم پیدا كرده ام یا خودم به آن ها فكر كرده ام:
1- معلمی میانه سال مهربان و البته بسیارجدی را به یاد دارم كه وقتی چهره ما را خسته می دید 5 دقیقه درس را رها می كرد یك دو سه ای می گفت و ما را بلند می كرد تا در همان نیمكت ها ورزش كنیم!!
2- در این فرصت یك معلم دیگر با بچه ها مجسمه بازی می كند.به بچه ها می گوید هركس مشغول به كاری شود تا وقتی من سوت بزنم. هركس با شنیدن صدای سوت باید همانجا در جا خشكش بزند و مجسمه شود! هركس خنده اش بگیرد یا تكان بخورد بازنده است.
3- معلمی هم می گفت من درفرصت طی كردن فاصله كلاس تا كتاب خانه یا حیاط طوری كه صدا مزاحم كلاس های دیگرنشود با بچه ها با صدای كوتاه شعر و آواز می خوانم .
4- معلمی با بچه ها بازی لب خوانی می كند: مهم ترین كلمات كلیدی درس این جلسه یا این فصل یا هم خانواده های یك كلمه یا مقسوم علیه های یك عدد را بی صدا می گوید و بچه ها به نوبت گفته او را لب خوانی می كنند و بلند می گویند.
5- بازی هوپ هم می تواند یك راه خوب برای پر كردن این دقایق باشد . مثلا دربحث شمارش عدد نویسی شناخت مضارب یا مقسوم علیه های یك عدد می توان این بازی را با قوانین ساده و با مشاركت همه كلاس اجرا كرد.
6- معلمی می گفت ما از ابتدای سال یك پارچه روی دیوار كلاس نصب كرده ایم. در این دقایق هر بار بچه ها از موضوعات درسی یا خاطرات و شیطنت هایشان در كلاس نمادی ساده را به صورت گروهی طراحی می كنند. مهم نیست كه حتما كار در 5 دقیقه تمام شود.بالاخره در فرصت هایی كه تا پایان سال پیش می آید هر گروه كار خودش را روی تكه معینی از این پارچه پیش می برد تا یك دفتر خاطرات مصور عمومی داشته باشند.
7- و البته یك راه هم رفتن به حیاط و چند دقیقه بازی كردن با بچه هاست.به شرطی كه قبلا ارتباط مناسبی با ناظم مدرسه بر قرار كرده باشید تا نام شما در لیست معلم های شلوغ و بی نظم درج نشود!
8- بعضی ها هم از این فرصت برای نصیحت كردن یا گفتن خاطرات و البته اندكی هم شنیدن آن از زبان بچه ها استفاده می كنند.
9- و گویاهستند معلمانی كه به بچه ها" آزاد!" اعلام می كنند تا خود در این فرصت سه تا برگه دیگر تصحیح كنند و...
ژاپنی ها عاشق ماهی تازه هستند. اما آبهای اطراف ژاپن سالهاست که جوابگوی نیاز تمام مشتریان نیست. بنابراین برای غذا رساندن به جمعیت ژاپن قایقهای ماهی گیری بزرگتر شدند و مسافت های دورتری را پیمودند.ماهی گیران هرچه مسافت طولانی تری را طی می کردند به همان میزان آوردن ماهی تازه بیشتر طول می کشید. اگر بازگشت بیش از چند روز طول می کشید ماهی ها دیگر تازه نبودند و ژاپنی ها مزه این ماهی را دوست نداشتند. برای حل این مسئله، شرکت های ماهی گیری فریزرهای در قایق هایشان تعبیه کردند. آنها ماهی ها را می گرفتند و آنها را روی دریا منجمد می کردند. فریزر این امکان را برای قایق ها و ماهی گیران ایجاد کردند که دورتر بروند و مدت زمانی طولانی تری را روی آب بمانند. اما ژاپنی ها تفاوت مزه ماهی تازه و منجمد را متوجه شدند و مزه ماهی یخ زده را دوست نداشتند. بنابراین شرکت های ماهی گیری مخزن هایی را در قایق ها کار گذاشتند و ماهی ها را در مخازن آب نگهداری می کردند. ماهی ها پس از کمی تقلا آرام می شدند و حرکت نمی کردند. آنها خسته و بی رمق، اما زنده بودند.
متأسفانه ژاپنی ها هنوز هم می توانستند تفاوت مزه را تشخیص دهند. زیرا ماهی ها روزها حرکت نکرده و مزه ماهی تازه را از دست داده بودند. باز هم ژاپنی ها مزه ماهی تازه را نسبت به ماهی بی حال و تنبل ترجیح می دادند. پس شرکت های ماهی گیری بگونه ای باید این مسئله را حل می کردند. آنها چطور توانستند ماهی تازه بگیرند؟
اگر شما مشاور صنایع ماهی گیری بودید چه پیشنهاد می دادید؟...
چطور ژاپنی ها ماهی ها را تازه نگه میدارند؟
برای تازه نگه داشتن ماهی، شرکت های ماهی گیری ژاپن هنوز هم از مخازن نهگداری ماهی در قایق استفاده می کنند اما حالا آنها یک کوسه کوچک به داخل هر مخزن می اندازند. کوسه چند تایی ماهی می خورد اما بیشتر ماهی ها با وضعیتی بسیار سرزنده به مقصد می رسند، زیرا ماهی ها تلاش کرده اند.
توصیه:
بشر تنها در مواجهه با محیط چالش انگیز به صورت غریبی پیشرفت می کند، پس:
· بجای دوری جستن از مشکلات به میان آنها شیرجه بزنید.
· از بازی لذت ببرید.
· اگر مشکلات و تلاشهایتان بیش از حد بزرگ و بیشمار هستند تسلیم نشوید، ضعف شما را خسته می کند به جای آن مشکل را تشخیص دهید.
· عزم بیشتر و دانش بیشتر داشته و کمک بیشتری دریافت کنید. اگر به اهدافتان دست یافتید اهداف بزرگتری را برای خود تعیین کنید.
· زمانی که نیاز های خود و خانواده تان را بر طرف کردید برای حل اهداف گروه، جامعه و حتی نوع بشر اقدام کنید.
· پس از کسب موفقیت آرام نگیرید، شما مهارت هایی دارید که می توانید با آن تغییرات و تفاوت هایی را در دنیا ایجاد کنید.
در مخزن زندگیتان کوسه ای بیندازید و ببینید که واقعاً چقدر می توانید تلاش کنید. با امید بهروزی باغستان.
باور کنیدِ نیروی آدمی بیکران است.
باور کنید هیچ کاری از اراده ی آدمی خارج نیست.
باور کنید که از عشق آفریده شده اید.
باور کنید خدا هیچ گاه از بندگانش ناامید نمی شود.
باور کنید که اکنون مهم ترین لحظه است.
باور کنید لایق بودن هستید.
باور کنید که روح شما قدرت صعود به ماوراء را دارد.
باور کنید که شما هم می توانید.....
و تمام باور های خود رااز ته دل باور کنید تازندگی شماراباور کند.
ازاصول اساسی کارکردن درآموزش وپرورش توجه به رویاهای فرد وجامعه وزمینه سازی برای تحقق آنها است ومعلم هوشمند کسی است که به تواند درجهت رویآّّّّّهآی دست یاُفتنی دانش اموزآن راهبردها و حرکت خود راتنظیم نموده وتصویرذهنی خوبی ازوضع مطلوب داشته باشد.
استلزامات تغییر ساختار وتشکیلات:دراخبار وزارت آموزش وپرورش اعلام شده که ساختار وتشکیلات وزارتخانه وسازمان های تابعه تغییر اساسی پیدامی کند . به جهت اهمیت این موضوع یک نکته اساسی (مختصر ومفید )درهمین ارتباط به شرح زیر است.
معمولا ساختار وتشکیلات یک وزارتخانه بزرگ وپیچیده براساس برنامه راهبردی جامع، چشم اندار تعریف شده،ماموریت ها ومحتواهای مرتبط چیده می شود . بنابراین سئوال اساسی این است که دلایل وتوجیهات الهام بخش ومتناظر بابرنامه های مذکور مبنی بر تحول درساختار چیست؟ وسئوال اساسی تر دیگر این است که این تغییرات اساسی را چه کسانی درسطوح ملی،استانی،منطقه ای وآموزشگاهی هدایت ، کنترل ومدیریت خواهند کرد ، ونقش خیل عظیمی ازمعلمان دراین برنامه ها وتحولات چگونه خوهد بود؟ توجه کافی به پاسخ اینگونه موارد زمینه ساز موفقیت ساختار جدید می باشد.
درجلسه هم اندیشی اعضای کمیسیون های مناطق شمالی استان همکار علاقه مند واندیشمند از منطقه گل تپه شعری رابه اینجانب دادند که در جلسه فرصت ارائه ازسوی این عزیزمقدورنشد اینک به همه ی معلمان دلسوز وزحمتکش تقدیم می گردد
بوی گل بهاران می دهی مثل شبنم بوی باران می دهی
آبی است مثل آرامش به من درس خوبی،درس ایمان می دهی
چهره پرداز نسیمی و به من رنگ احساس درختان می دهی
توبه من بالحن خوب کودکی یاد ایام دبستان می دهی
یاد "ژاله " یاد"گلهای غریب " مانده در اندوه گلدان می دهی
یاد "پترس"یاد "انگشتان او" یاد "رخنه" "یادانسان "می دهی
یاد "مشعل"یاد "ریل وریزعلی" و فداکاری ی دهفان می دهی
"روز باران کتاب گمشده " یاد "کبرای پریشان" می دهی
یاد "کوکب خانم وبوی کره" یاد "سطل شیر"و "دندان" می دهی
بوی خوبی،بوی بودن،بوی مهر بوی لطف "خاله مرجان" می دهی
خوب می دانم اگر"دارا"شوی به تمام کودکان "نان" می دهی
تو به جای گل که پر پر می شود روی دستان وطن جان می دهی
برف می بارد بیا مهمان من ای که بوی حرمت نان می دهی
میهن خود را کنیم آباد را یاد "فرزندان ایران" می دهی
شبنم مهرشاد
از مباحث اولی در فرایند یاددهی ویادگیری، انتخاب روشی از میان دهها روش است.علیرغم اینکه از معیارهای انتخاب روش ها، هدف های آموزشی درس،شیوه سازماندهی محتوا،علایق وتجارب یادگیری دانش آموزان، مهمترین موارد است ولیکن اصول یادگیری یکی دیگر از عوامل می باشد و لازم است درانتخاب روش والگوی ندریس به آنها توجه و ترجیحا اصول مهم و مطرح در نظریه های یادگیری در جریان تدریس تلفیق وبکار گرفنه شود.
درتعلیم وتربیت جدید ودرفرایند یاددهی ویادگیری مهمترین رویکرد، پرورش تفکر وبهترین محصول آماده سازی ذهن های کاوشگراست،درچنین حالتی دانش آموزان می توانند،حقایق علمی را تجزیه وتحلیل وبا سلایق مقایسه و استنباط نموده ومسائل موجود را ارزیابی کرده واز عقاید خود به طور منطقی ومستدل دفاع نمایند.
درنظام آموزش وپرورش داشتن یک ستاره قطبی، چشم اندازی مطلوب، آرمانی امیدوار کننده وبرنامه ای جامع برای هر سه گروه مدیران، معلمان و دانش آموزان امری حیاتی است و بدون آن تحقق اهداف بنیادین و مقاصد آموزش ورورش و باالتبع توسعه پایدار امکان پذیر نخواهد بود.
از عوامل اساسی درموفقیت معلمان پاسخ گویی به سه سئوال اصلی زیر است :
- چه چیزی را آموزش دهیم ؟
- چگونه آموزش دهیم ؟
- با چه معیارهایی و چگونه فرایند و نتایج یادگیری را اندازه گیری نماییم ؟
بنابر این لازم است ِمعلمان به منظور تحقق هدف ها وحداکثر بازدهی به سئوالات فوق در فرایند طراحی عنایت کافی مبذول نمایند.
نظریه هوش های هشت گانه هوارد گاردنر به معلمان این دستورالعمل را یاد آوری می کند که فراگیران از حیث میزان برخورداری از انواع هوش متفاوت اند و به شیوه های متفاوتی می آموزند بنابراین باید به آنها درکلاس داریِ، ارائه مطالب ،درخواست تکالیف درسی و ارزشیا بی آموزشی توجه کرد و به پرورش آنها اقدام نمود.
بهره گیری ازتکنولوژی وفناوری های جدید بازدهی یاد دهی ویادگیری رادوچندان می کند. به عبارت دیگر با استفاده ازتکنولوژی وحواس مختلف درجریان تدریس بطور تقریبی :
۱۰/ مطالب خوانده شده به یاد می ماند.
۲۰/ مطالب دیده شده به یاد می ماند.
۳۰/ مطالب شنیده ودیده شده به یاد می ماند.
۵۰/ مطالب شنیده ودیده شده وبا یاد یارها همراه شده به یاد می ماند.
۷۰/مطالب شنیده شده ، دیده شده وبا یاد یارها همراه شده وبا عمل وگفتن تقویت گردیدهُ
به یاد می ماند.
هرکس درزمینه یادگیری خودرا مانندیک میوه نارس بداند به دنبال رسیده شدن یعنی کسب دانش می رود.بنا بر این یک معلم یک دانش آموز و........همیشه خودرامانند یک میوه نارس فرض نماید تا مسیر کمال راطی نماید.
معلمان تکالیفی برای دانش آموزان تعیین کنند که انجام آن در توانایی آنان باشد وآنان رابا ناکامی ؛ الم وشکست مواجه نسازد؛بنا بر این تکلیف متناسب موجب رضایت مندی و موفقیت دانش آموزان شده وانگیزش و علاقه آنان برای انجام تکالیف بعدی و یادگیری بیشتر را فراهم می نماید.
اگر بخواهیم روانشناسی تربیتی را تنها در یک اصل خلاصه کنیم خواهیم گفت:یگانه عامل موثر بر یادگیری .پیش دانسته های فراگیرنده است.بنابر این آموخته های پیشین فراگیرندگان را معلوم کنید و بر اساس آن به تدریس بپردازید. (آزوبلِِ.۱۹۶۸)
مسئولین ومعلمان باید طوری برنامه ریزی واقدام نمایند که به جای تاکید صرف براخذ آزمون وارزیابی واقعیت هاوحقایق علمی وموضوعات کتب درسی در مراتب پایین حیطه شناختی در کلاس های درس، زمینه ذهنی واجرایی لازم برای اندیشیدن،مفهوم سازی،مهارت پروری،تحلیل ،خلاقیت وکاربست آموخته ها درموقعیت های مجهول زندگی توسط دانش آموزان فراهم شود.این موضوع درپیشرفت واقعی آنان بسیار حایز اهمیت است.
هنر بزرگ معلم ، مربي ، پدر ومادر درجريان تربيت وآموزش كودكان ونوجوانان آن است كه به دنياي رواني آنها نزديك شوند نه اینکه آنها را به دنياي رواني بزرگسالا ن نزديك نمايند.
معلم درکلاس درس به گونه ای تدریس نماید که دانش آموزان لذت یادگیری را جایگزین لذت نمره "بیست " نمایند.