|
|
|
|
|
مفاهيم روانشناسی تربيتی، به جنبههايي از رفتار و جريانهاي سازمانيافتة ذهني ما مربوط ميشود كه در فعاليتهاي تدريس و تربيت با آنها سروكار داريم. جريان تدريس مستلزم هدايت يادگيري شاگردان براي گسترش دادن مصاديق مفاهيم و تقليل دادن هر مفهوم به مهمترين موارد تشابه است تا آنان بتوانند مصاديق آن مفاهيم را از غيرمصاديق آن تميز دهند و ذهنيت دقيقي دربارة هر موضوع داشته باشند. مفاهيم داراي مرزها و روابطي هستند. معنا و مرزها و روابط يك مفهوم از هر چيزي كه دربارة آن مفهوم ميدانيم نشأت ميگيرد. درعينحال، در بسياري از موارد، حدود و مرزهاي مفاهيم بهخوبي مشخص نيست. آموزش درست مفاهيم حائز اهميت اساسی در تدريس است. بيان مفاهيمي كه در تدريس به شاگردان میآموزيم، تعريف دقيق مفاهيم و كنارگذاشتن صفات و ويژگيهاي غيرضروري هر مفهوم، فعال ساختن طرحوارههاي ذهني شاگردان و پيوند دادن مفاهيم جديد با مفاهيمي كه آنان از قبل در ذهن خود دارند، ذكر مثالهاي گوناگون كه مصاديق ضروري يك مفهوم را از غيرمصاديق آن مشخص ميسازد، و ارائة مفاهيمي كه با پيشالگوهاي دانشآموزان مطابقت دارد از جمله وظايفي است كه معلم بايد در تدريس مفاهيم به آنها توجه داشته باشد. الگوي دريافت مفهوم (الگوی مفهوم آموزی درتدریس) هدف: اين روش در تقويت مهارت هاي اساسي تفكر بسيار مؤثر بوده و درحقيقت اين الگو ماهيت تفكر را كشف مي كند و با اجراي اين الگو چگونه فكر كردن را به فراگيران مي آموزيم اين الگو براي هدايت شاگردان به يك مفهوم تدوين مي شود. مراحل اجرای الگوی تدریس مفهوم آموزی: ۱- بیان دقیق هدف های آموزشی وآماده سازی و عرضه مطالب : در اين مرحله معلم پس از بیان هد ف های صریح درس مطالب را در دو قالب مثبت و منفي ارائه مي دهد بنابراين مطالب بايد قبلا" دسته بندي شده و در قالب نمودار، تصاوير، جداول و يا نوشته هايي بر روي تابلو آماده ي ارائه شود در اين مرحله معلم براي فراگيران مشخص مي كند كه مفهومي را در ذهن دارد كه بايددانش آموزان به آن پي ببرند و سپس بعضي مطالب ارائه شده را با آري و برخي ديگر را با خير مشخص مي كند آري ها همان مفهومي را نشان مي دهد كه در ذهن معلم است در واقع هر مطلبي كه ارائه مي شود مثالي منفي يا مثبت از آن مفهوم مي باشد و در اين مرحله معلم به فراگيران مي گويد كه در همه ي مثال هاي مثبت مفهومي مشترك است كه وظيفه ي آنها ايجاد فرضيه اي درباره ي ماهيت آن مفهوم است بنابراين موارد مطرح شده بايد از پيش منظم شده و با نشانه هاي «آري» و «خير» عرضه شوند و در اين مرحله مثال ها بايد كاملا" سازمان يافته باشند ۲- تعیین پیش نیازها وارائه صفات بارز مفهوم وروشن سازی آن:به منظور بهره گيري ازراهبرد فراشناخت مبني بر ايجاد رابطه بين آموختني هاي جديد با پيش دانسته هاي قبلي پيش نيازهاي مرتبط شناسايي وقبل از ارائه مطلب كنترل ، سپس صفات بارز (مصاديق) مفهوم مطرح مي گردد ۳- دست يابي به مفهوم وتحکیم شناخت آن: در اين مرحله فراگيران به مقايسه مثال ها و موارد مطرح شده مي پردازند و به دنبال عامل يا عوامل مشتركي بين مثال هاي مثبت مي گردند و فرضيه هايي مي سازند و مباحثاتي نيز مي تواند صورت گيرد. در صورت لزوم معلم بايد مثال هاي بيشتري ارائه كند و دانش آموزان را به سوي مفهوم مورد نظر هدايت كند وقتي اغلب دانش آموزان روي يك فرضيه به توافق رسيدند بايد مثال ها و موارد جديدي به آنها عرضه شود تا مثبت يا منفي بودن آنها را تعيين كنند و خود فراگيران نيز در اين قسمت مي توانند نمونه هاي جديدي را مطرح كنند ۴- نام گذاري مفهوم و تحليل جريان تفکر دريافت مفهوم : ۵- ارزشیابی و سنجش میزان دست یابی به مفهوم : تعدادی نمونه بدون نشانه ( ) و( ) و( )و( )مثبت ویا منفی به دانش آموزان ویا گروه ها داده می شود واز آنها خواسته می شودبا دادن جواب "بلی" باری نمونه ها و"خیر" بای غیرنمونه ها خود را ارزیابی نمایند. |
||
|
+
نوشته شده در جمعه چهارم آبان 1386ساعت 7:46 توسط کمیسیون همدان
|
|
||